سفر به مازندران
به دعوت واحد استاني مازندران كه نخستين واحد استاني انجمن مطالعات برنامه درسي ايران با مجوز قطعي فعاليت است، در تاريخ 7/12/85 در همايشي كه در دانشگاه مازندران برگزار شده بود شركت كردم. همكاران در اين واحد استاني همايش نيمروزهاي را ترتيب داده بودند كه در آن كليه دانشجويان كارشناسي و كارشناسي ارشد رشته علومتربيتي دانشگاه و اعضاء هيئت علمي گروه علوم تربيتي شركت داشتند. بههرتقدير برگزاري چنين همايشهايي و حضور مسئولين انجمن مطالعات برنامهدرسي در آن نشان از تحرك و پويايي واحدهاي استاني دارد كه اميد است هم همكاران استاني نسبت به برگزاري چنين نشستهايي اهتمام بورزند و هم اينكه مسئولان انجمن جهت تشويق هر چه بيشتر فعالان استاني زحمت شركت در اين نشستها را برخود هموار سازند. حقيقت اين است كه فعال شدن واحدهاي استاني را بايد جزء اهداف استراتژيك انجمن مطالعات برنامه درسي ايران به حساب آورد كه جز از اين طريق پوشش ملي انجمن كه در عنوان منعكس است دست يافتني نخواهد بود. به ديگر سخن با تمركز فعاليتها در تهران و چشمپوشي نسبت به استفاده از ظرفيت و استعداد هائی كه در سراسر كشور موجود است، انجمن هرگز نميتواند ادعا كند كه سرزمين ايران در تمامیت آن كانون توجه و حوزه فعاليت آن را تعريف مينمايد و در اين صورت پيشنهاد من اين است كه نام انجمن به انجمن مطالعات برنامه درسي تهران تغيير يابد!!! چنين مباد.
اينكه از توسعه واحدهاي استاني به عنوان يك هدف استراتژيك نام بردم، هنوز يك نظر شخصي است، ليكن اميدوارم با تصويب برنامه راهبردي انجمن كه پيشنويس آن تهيه شده و در آيندهاي نزديك به تصويب خواهد رسيد، به اين معنا رسميت بخشيده و شاهد تلاشهاي ويژهاي براي تحقق آن باشيم. در زمينه تحقق اين هدف استراتژيك البته كميسيون توسعه واحدهاي استاني داراي رسالت ويژهاي است كه اميد است با برنامهريزي دقيقترو تحرك بيشتر در اين جهت گام بردارد. اما اشارهاي به آنچه در اين همايش اتفاق افتاد. پس از گزارش مختصري كه توسط دكتر ايزدي از فعاليتهاي دانشكده و پتانسيلهاي موجود ارائه شد، آقايان دكتر دائيزاده و عرفاني گزارشي از فعاليتهاي واحد استاني انجمن ارائه نمودند. بنده نيز به عنوان سخنران درباره موضوع "نسبت برنامه درسي با زمان" سخنراني نمودم. اين بحث شايد بحث تازهاي در حوزة برنامه درسي باشد كه اميدوارم بتوانم در يكي از نشستهاي علمي ماهانه انجمن در سال 1386 نيز به آن بپردازم. در مقدمه عرايضم و پيش از شروع به بحث علمي از باب طنز به حاضران گفتم كه اميدوارم حضورم در اين نشست عواقبي مانند حضورم در همايش واحد استاني اصفهان را نداشته باشد! راستش حضورم در مازندران ،دومين حضور در همايشهاي واحدهاي استاني است كه نخستين آن در اصفهان بود. حضور در همايش با شكوه واحد استاني اصفهان كه نكوداشت دكتر شكوهي نيز در آن گنجانده شده بود حضوري نافرجام بود. مثل اينكه قدم من نه تنها باعث گشايش نبود بلكه باعث رو به افول گذاشتن فعاليتهاي اين واحد شد!! البته هنوز نسبت به احياي واحد استان اصفهان اميدوارم و تلاشهاي تازهاي كه در اين زمينه به عمل آمده را به فال نيك ميگيرم.
دكتر محمود مهرمحمدي
اسفند 85