.jpg)
سخن سردبير مهمان
تأثير داستان بر افزايش مهارت فلسفهورزي و پرسشگري دانشآموزان
دكتر حسين اسكندري- ژاله كياني
بررسي تأثيرات برنامهي آموزش فلسفه به كودكان در رشد منشهاي اخلاقي دانشآموزان
دكتر جعفر جهاني
امكان آموزش فلسفه به كودكان: چالش بر سر مفهوم فلسفه
دكتر يحيي قائدي
بررسي تأثير روش اجتماع پژوهشي بر پرورش مهارتهاي استدلال در دانشآموزان دختر پايه سوم راهنمايي
دكتر سيد منصور مرعشي - دكتر جمال حقيقي- زهرا بنابي مباركي- كيومرث باشليده
بررسي نتايج برنامهي فلسفه براي كودكان روي مهارتهاي استدلالي و عملكرد رفتاري كودكان
سعيد ناجي- پروانه قاضينژاد
بخش انگليسي
چالشهاي پيشروي آموزش فلسفه به كودكان
دكتر خسرو باقري- دكتر احسانه باقري
تأثير داستان بر افزايش مهارت فلسفهورزي و پرسشگري دانشآموزان
دكتر حسين اسكندري- ژاله كياني
چكيده
لازمهي رشد فکري، حضور ويژگيهايي نظير باز بودن دريچههاي فکري، گستردگي افق انديشه، گشودگي فضاي انديشه و انعطاف پذيري است تا بر مبناي اين خصوصيات، فرد توانايي بررسي انديشههاي گوناگون را درخود بيابد. برخي انديشهها نه تنها با يکديگر تفاوت دارند، بلکه در تعارض با هم هستند. لذا داشتن ظرفيت تحمل شنيدن و يا آشنا شدن با آنها ضرورت دارد. اسميت معتقد است، افراد داراي تفکر و مشرب فلسفي، داراي سه خصوصيت هستند: جامعيت، ژرفا و قابليت انعطاف. ليپمن با در نظر گرفتن اين خصايص تفکر فلسفي، در واقع محورهاي اصلي آموختن فلسفه به کودکان را براي خود مشخص ساخته است.
قصهها ابزار بنيادين "معنا دهي1" و الگوي طبيعي تفكر محسوب مي شوند كه ما پيش از مدرسه از طريق افسانهها، داستانهاي كودكانه و تاريخچهي خانوادگي خود، آنها را فرا ميگيريم. قصهها تركيب قدرتمندي براي سازماندهي و انتقال اطلاعات و معنا دهي به زندگي دارند. در واقع در جريان يك قصه ممكن است، شخصيتهاي آن با بحراني مواجه شوند و در صدد حل آن برآيند. ارائهي اين روشها به صورت مستقيم به افراد آسان نيست، ولي ميتوان از طريق قصهگويي به اين هدف دست يافت.
در پژوهش حاضر، تأثير داستان بر افزايش مهارت فلسفه ورزي و پرسشگري دانشآموزان به طور عام و مطالعهي تأثير داستانهاي قرآن بر افزايش مهارت پرسشگري ديني دانشآموزان به طورخاص مورد نظر بوده است. جامعهي مورد مطالعه شامل دانشآموزان سال اول دورهي متوسطهي مدارس دولتي شهر تهران در سال 1386 بود. حجم نمونه طبق اصول علمي و فرمول تعيين حجم نمونه،60 نفر بود كه با استفاده از روش نمونهگيري تصادفي ساده انتخاب شدند. براي جمع آوري دادهها از پرسشنامهي"MQOS " بك و جي ساپ استفاده شد. پژوهش آزمايشي از نوع پيش آزمون- پس آزمون با گروه كنترل است. به منظور تحليل دادهها از آزمون رويکرد مقايسهي نمرهي افتراقي- تفاوت نمره ها- در گروه پيش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون t استودنت براي گروه هاي مستقل و آ زمون فريدمن استفاده شد.
نتايج پژوهش نشان دادند:
1. مقايسهي ميانگين نمرات مهارت پرسشگري دانشآموزان با ميانگين جامعه مؤيد آن است كه مهارت پرسشگري و ابعاد آن (تغيير و ترديد، پيچيدگي، جهانشمولي، تحول و انگيزش) در دانشآموزان بالاتر از متوسط است.
2. مقايسهي ميانگين نمرات ابعاد مهارت پرسشگري نشان ميدهد كه بعد انگيزه هاي وجودي در بالاترين سطح و مهارت جهانشمولي در پايين ترين سطح قرار دارد.
3. آموزش قصه در بالا بردن سطح مهارت پرسشگري و ابعاد (تغيير و ترديد، جهانشمولي، پيچيدگي و انگيزههاي وجودي مؤثر است، ولي دربعد تحول اندك است و از لحاظ آماري معنيدار نيست.
كليدواژهها: پرسشگري، دينداري، فلسفه براي كودكان، مهارت فلسفه ورزي، داستانهاي قرآن
بررسي تأثيرات برنامهي آموزش فلسفه به كودكان در رشد منشهاي اخلاقي دانشآموزان
دكتر جعفر جهاني
چكيده
در مقالهي حاضر، ميزان توانمندي و كفايت برنامهي آموزش فلسفه به كودكان براي رشد مهارتهاي اساسي انساني، شامل مهارتهاي استدلالي، مهارتهاي پژوهشي و مهارتهاي ترجمهاي، بين كودكان و نوجوانان ايراني بررسي و تحليل شده است. به اين منظور، مفروضات زيربنايي، ساختار و اجزاي تشكيل دهندهي برنامهي آموزش فلسفه به كودكان كه توسط ليپمن و همكارانش پيشنهاد شده است، تحليل شد. در ادامهي تحليل، يافتههاي چند طرح پژوهشي مرتبط با اجراي اين برنامه بين نوجوانان استان فارس مورد بررسي قرار گرفت.
در اين پژوهش سه سؤال اساسي مطرح شد و يافتههاي تحقيق نشان داد كه برنامهي آموزش فلسفه به كودكان:
1. از توانايي لازم براي رشد مهارتهاي استدلالي بين كودكان ايراني برخوردار است.
2. ميتواند از طريق مهارتهاي پژوهشي، به تقويت منشهاي اخلاقي دانشآموزان كمك كند.
3. قادر است در كودكان مهارتهاي ترجمهاي را به صورت منطقي رشد دهد و از اين طريق ميتوان به پرورش ارزشها و رفتارهاي مبتني برآنها دست يافت.
كليدواژهها: برنامهي آموزش فلسفه، مهارت استدلالي، مهارت پژوهشي، مهارت ترجمهاي، منش اخلاقي
امكان آموزش فلسفه به كودكان: چالش بر سر مفهوم فلسفه
دكتر يحيي قائدي
چكيده
در دنيا در چند دههي اخير، فلسفيدن و فلسفه ورزي، به عنوان روشي براي پرورش قوهي فكر، مجدداً مورد توجه قرار گرفته است. در ايران نيز حدود يك دهه است كه چنين مباحثي مطرح شده است. در همين راستا و در بادي امر، برنامهاي تحت عنوان "آموزش فلسفه به كودكان" در ايالات متحده پديدار گشت و سپس در سراسر دنيا گسترش يافت. با آنكه مدت زيادي از عمر اين برنامه نميگذرد و در همين مدت نيز موفقيت هاي زيادي كسب كرده، اما در عين حال با چالشهاي زيادي، بهويژه در حوزهي نظري، مواجه شده است. در ميان چالشهاي عمدهي نظري، امكان آموزش فلسفه به كودكان با توجه به مفهوم فلسفه، از اولين چالشها بوده است. درست يا نادرست، فلسفه موضوعي دشوار تلقي شده است كه به تعمق در آراي فلاسفه ميپردازد و بسياري از بزرگسالان تحصيل كرده و تحصيل نكرده، در فهم آن با دشواري مواجهاند، چه رسد به كودكان. از اينرو اولين سؤالي كه طراحان و حاميان فلسفه براي كودكان با آن مواجه ميشوند، اين است كه: «آيا با چنين تصويري از فلسفه، آموزش فلسفه به كودكان ممكن است؟» اين مقاله، ضمن توصيف مختصر اين برنامهي درسي در خلال مرور سوابق بنيانگذار آن _ ليپمن _ ابتدا سوابق چالش مفهومي در اين زمينه را مرور كرده است. سپس دو مفهوم فلسفه به عنوان شاخهاي از دانش بشري يا به عنوان يك رشتهي دانشگاهي را در مقابل فلسفه به عنوان فلسفهورزي و فلسفيدن قرار داده، دلايل و شواهد دو گروه طرفداران و مخالفان اين برنامه را بررسي كرده و نشان داده است كه با چه مفهومي از فلسفه، آموزش فلسفه به كودكان امكان پذير است. در پايان مقاله با توجه به اينكه چنين چالشي در ايران نيز وجود دارد، پيشنهاداتي براي نحوهي بررسي و برخورد با چنين مسئلهاي در ايران ارائه شده است.
كليدواژهها: فلسفه براي كودكان، امكان آموزش فلسفه به كودكان، چالشهاي مفهومي آموزش فلسفه به كودكان.
بررسي تأثير روش اجتماع پژوهشي بر پرورش مهارتهاي استدلال در دانشآموزان دختر پايه سوم راهنمايي
دكتر سيد منصور مرعشي - دكتر جمال حقيقي- زهرا بنابي مباركي- كيومرث باشليده
چكيده
هدف پژوهش حاضر، بررسي تأثير روش اجتماع پژوهشي در برنامهي آموزش فلسفه به كودكان بر پرورش مهارتهاي استدلال در دانشآموزان دختر پايهي سوم یکی از مدارس راهنمایی اهواز بود. نمونهي اين پژوهش شامل 06 دانشآموز دختر بود که به روش نمونه گیری تصادفی از میان دانشآموزان دختر پایهي سوم راهنمایی انتخاب شدند. ابزار جمعآوري دادهها "آزمون مهارتهاي استدلال نيوجرسي" (SRTJN) است كه توسط مرعشی و نمازکار ترجمه و مورد پایایی سنجی و اعتباریابی قرار گرفت. ضمناً برای بررسی فرضیهي پژوهش از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. فرضیهآزمایی و تحلیل دادهها نشان دادند که اجرای روش اجتماع پژوهشی در کلاس درس بر پرورش مهارتهای استدلال دانشآموزان دختر مؤثر واقع میشود. یافتههای پژوهش حاضر مؤید نتایج پژوهشهای انجام گرفته شده در داخل و خارج کشور است.
کلید واژهها: روش اجتماع پژوهشی، فلسفه برای کودکان، مهارتهای استدلال
چكيده
هدف اصلي اين مقاله، مطالعهي تأثير كلاسهاي فلسفه براي كودكان و نوجوانان و امتحان پيشبينيهاي به عمل آمده توسط خود اين برنامه در زمينهي پيشرفت و تقويت مهارتهاي فكري و عملكرد رفتاري كودكان است. در اين تحقيق از شيوهي پژوهش غيرکمِّی و كيفي استفاده شده و رفتار و عملكرد كودكان به صورت موردي مطالعه شده است. ابزارها و منابع اصلي شامل مشاهدات ثبت شده توسط مربي و كمك مربي، والدين و معلمان و نيز نظر سنجي از كودكان شركت كننده و والدين آنها بود. براي انجام اين تحقيق، كلاسهايي به صورت يك كارگاه در 11 جلسهي پيدرپي تشكيل شدند و در اين كار بيشتر از روش كلاسداري و حلقه کندوکاو شارپ ـ ليپمن و داستانهاي ويراستهي فلیپ كم بهره گرفته شد. نتايج به دست آمده مؤيد ارتقا و تقويت بيشتر مهارتهاي پيشبيني شدهي فكري كودكان بود. كودكان به شدت به اين نوع كلاسها علاقه نشان دادند. مهارتهاي فوقالذكر، به همراه علاقهي كودكان در اين مقاله به طور مفصل مطرح شده است. مهارتهاي تقويت شده شامل استدلال، تمييز امور مشابه، داوري و قضاوت درست، تفكر انتقادي، خلاق و مسئولانه بود. اعتماد به نفس و قدرت حل مسئله هم در كودكان به طورقابل توجهي بالا رفته بود.
كليدواژهها: فلسفه براي كودكان و نوجوانان، حلقهي كند و كاو، مهارتهاي فكري
بررسي نتايج برنامهي فلسفه براي كودكان روي مهارتهاي استدلالي و عملكرد رفتاري كودكان
سعيد ناجي- پروانه قاضينژاد