نسخه مناسب چاپ
نسخه مناسب ذخيره
ارسال به ايميل ديگران
ارسال به ياهو مسنجر
اندازه متن: +  -
تعداد بازديد: 1
معرفی کتاب برنامه درسی و آموزش مفهوم محور
معرفی کتاب برنامه درسی و آموزش مفهوم محور علی نوری
1395

مقدمه­ ای بر ترجمه

برنامه درسی و آموزش مفهوم - محور،  رویکردی نوين به طراحی برنامه های درسی و آموزش است که از طراحي برنامه­هاي درسي و آموزشي تلفیقی با تأکید بر محور قرار گرفتن مفاهیم به عنوان کانون و یا هسته اصلی تلفیق حمایت می کند.مفهوم عبارت است از دسته­ای از محرکها،اشیاء، ویژگیها ویا کیفیتها، که دست کم در یک صفت یا ویژگی مشترک هستند. ما از طریق مفاهیم، چهان گسترده و پیچیده را بر حسب عناصر و ويژگي هاي مشترك پديده ها، نامگذاري، طبقه­بندی و ساده می کنیم. از اين رو، مفاهيم به خاطر ماهیت گسترده شان، ابزارهای مناسبی برای تلفیق برنامه درسی هستند. با اين وجود، برنامه هاي درسي سنتي،  بُعد مفهومي را ناديده گرفته و در نتيحه ماهيت دو بُعدي – واقعيتي، و مهارتي -  دارند. به بياني ساده تر، اين برنامه هاي درسي تنها بر دو بُعد واقعيت ها و مهارت­ها طراحي و تدوين مي­شوند و در عين حال از دانش­آموزان انتظار مي­رود  به درك مفهومي نائل آيند. برنامه هاي درسي مفهوم- محور با افزودن بُعد مفهومي به طراحي برنامه درسي و آموزش، ماهيت سه  بُعدي- مفهومي، واقعيتي- مهارتي -  به آن مي­بخشند. در برنامه درسي مفهوم- محور،  واقعيت­ها ارزشمند قلمداد مي­شوند، اما از آنها به عنوان ابزارهايي براي دستيابي به فهم عميق مفاهيم و اصول قابل انتقال  استفاده مي­شود.

برنامه درسي مفهوم محور الگويي سازگار با مغز[1] است كه بر يافته­هاي اخير پژوهشگران علوم اعصاب درباره چگونگي يادگيري مغز مبتني است. پژوهش هاي مغز حاكي از آن است كه جستجوي معنا(ساخت معنا از تجربه) امري ذاتي است كه از طريق الگوسازي [2] رخ مي دهد. الگوسازی فرایندی است که از طریق مرتبط نمودن یادگیری جدید با آموخته­های قبلی یا مرتبط نمودن الگوهای جدید با الگوهای قبلی در مغز حاصل می­شود. مغز در مقابل الگوهای  بي معني - يعني موضوعات مجزا، و قطعه- قطعه بي ارتباط با يكديگر و بي ارتباط با تجارب قبلي يادگيرندگان مقاومت مي­كند[3].  از اين رو، طراحي برنامه­هاي درسي بر محور مفاهيم و مضامين عمده براي تحقق يادگيري معني­دار و ساخت الگوهاي منسجم و هماهنگ در مغز يادگيرندگان  ضرورتي انكارناپذير است.  به همین خاطر انتخاب مضمون (تم) های مناسب و مفاهیم عمده، نخستین و مهمترین فعالیتی است که در طراحی برنامه درسی مفهوم محور به آن توجه می­شود.هنگامی که برنامه درسی و آموزش بر محور مفاهیم طراحی می­شود، می­توان از  یادگیرندگان انتظار داشت که فهم آنها فراتر از واقعیت­ها رفته و به فهم تعمیم­ها و نظریه ها دست یابند. در واقع تعمیم­ها، روبط بین دو یا چند مفهوم را نشان می­دهندو فهم معنی­دار و اصیل زمانی حاصل می­شود که یادگیرندگان با استفاده از مثال­های یک مفهوم به تعمیم دست یابند. اين رویکرد به طراحی برنامه های درسی و آموزش، یادگیرندگان را در ایجاد پیوند بین دانش جدید و دانش قبلی؛ فهم الگوها و روابط؛ فهم ارتباط معنی­دار بین واقعیت­ها، مفاهیم، تعمیم­ها، اصول و نظریه­ها؛ فهم ارتباط معنی دار بین دیسیپلین­هاو موضوعات؛ فهم کاربرد اندیشه­ها و نظریه­ها در حل مسائل زندگی واقعی توانمند ساخته و بدين طريق موجبات پرورش تفكر آنان را فراهم مي سازد.

كتابي كه برگردان فارسي آن پيش روي خوانندگان محترم قرار گرفته است، توسط لين اريكسون، يكي از شاخص ترين نظريه­پردازان حوزه برنامه درسي مفهوم محور نگاشته شده است. او داراي چندين كتاب و مقاله ارزشمند در اين زمينه است و در سطح بين المللي در زمينه الگوي مفهوم- محور به طراحي برنامه هاي درسي و آموزش مشاوره مي­دهد. اريكسون در اين كتاب ضمن توصيف مباني نظري حامي رويكرد مفهوم محور به برنامه درسي و آموزش، چگونگي بهره گيري عملي از اين رويكرد در طراحي و تدوين برنامه‌هاي درسي و آموزش را  نيز معرفي مي‌كند.

انتشار اين كتاب بيش و پيش از هر چيز  محصول حمايت ها و همدلي هاي بي دريغ و صميمانه استاد بزرگوار جناب آقاي دكتر محمود مهرمحمدي است كه علاوه بر تقبل زحمت براي نگارش مقدمه اي بر ترجمه كتاب، بسياري از انديشه­هاي حرفه­اي خود را مديون تلاش­هاي صادقانه ایشان مي­دانيم. همچنين لازم است كه از دوست و همكار عزيزمان جناب آقاي علي حسينيخواه، سركار خانم دكتر منيره رضايي و جناب آقاي دكتر نادر سلسبيلي كه در ويرايش فني كتاب مساعدت نمودند، سپاسگذاري کنیم.  از كليه مسولان و دست اندركاران پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و انتشارات مدرسه كه زحمت بازخواني و چاپ اين اثر را تقبل نمودند، نيز صميمانه تشكر مي نماييم.

علي نوري و علي عبدي

 



[1]- brain compatible model

[2]- patterning

[3]-   مراجعه شود به:

نوري، علي. و مهرمحمدي، محمود. (1389). تبيين انتقادي جايگاه علوم اعصاب در قلمرو دانش و عمل تربیتی. تازه هاي علوم شناختي. 12(46)، 100-83.

Westwater, A., & Wolfe, P. (2000).The brain compatible curriculum.Educational leadership, 58(3), 49-52.