نسخه مناسب چاپ
نسخه مناسب ذخيره
ارسال به ايميل ديگران
ارسال به ياهو مسنجر
نظرات [0]
اندازه متن: +  -
تعداد بازديد: 1
معرفي كتاب: مباني و اصول عصب¬شناختي يادگيري و تربيت
معرفي كتاب: مباني و اصول عصب¬شناختي يادگيري و تربيت علوم تربيتي
1394



پيشرفت اخير دانش و پژوهش علوم اعصاب به پيدايش موجي از بينش‌هاي نوين درباره مکانيزم­هاي عصبي زيربناي يادگيري، حافظه، رشد، تفکر، هيجان و انگيزش منجر گردیده که بدون تردید حاوی دلالتهای صریح و تلویحی ارزشمندی برای علوم یادگیری و تربیتی هستند. کتاب مباني و اصول عصب­شناختي يادگيري و تربيت با مروری جامع بر پيشينه نظري و تجربي مرتبط با مطالعات عصبي- تربيتي به توصیف و تحلیل این بینشهای ارزشمند و کاربردهای برخاسته از آنها برای نظریه و عمل تربیتی می­پردازد.

 

مباحث کتاب در هفت فصل به شکلی منسجم و مرتبط با نیازهای دانشجویان و پژوهشگران علاقمند به مطالعات عصب- تربیتی تنظیم گردیده است.  فصل اول کتاب به تببين ضرورت و امکان پيوند ميان دو دانش علوم اعصاب و تربيت پرداخته که سابقه بحث و مناقشه در این ارتباط  به بیش از دو دهه پیش برمی­گردد و هنوز هم ادامه دارد. در این فصل ابتدا ضمن اشاره­ای به مناقشه مفهومی حاکم در این عرصه، به شرح اهمیت و ضرورت بهره­گیری از یافته­های علوم اعصاب در تفکر و عمل تربيتي به لحاظ منطقی و عملی پرداخته می­شود. سپس با مروری بر ديدگاه‌های مختلف درباره چگونگي امکان بهره‌گيري از پژوهش مغز در تربيت، این امکان با اتکای به ماهيت کاربردی و میان­رشته­ای دانش تربيت توجیه می­شود. فصل دوم کتاب به سير پيدايش و تحولات فهم ما درباره ساختار و کارکرد مغز و به تبع آن يادگيري و آموزش اختصاص یافته است. این مرور تاریخی به دانشجویان و دانش­آموحتگان رشته عصب-­ تربیت بیشنهایی ارائه می­دهد که آنها را در فهم بهتر پديده‌هاي کنوني و برنامه‌ريزي آينده راهنمایی و هدایت می­کند.  فصل سوم به مرور مختصري بر روش­شناسي پژوهش در مطالعات عصب- تربیت مي­پردازد. سه دسته مطالعات علمي، پيوند دهنده و عمل محور در این فصل معرفی می­شوند که هر دسته از این مطالعات با اتکای به مجموعه از روش‌ها و فنون خاص، سه دسته شواهد (زيستي، اجتماعي و تجربي) در ارتباط با فهم يادگيري و آموزش عرضه مي‌کنند. مکانيزم­هاي عصبي زيربناي يادگيري و آموزش عنوان فصل چهارم کتاب است که به بیانی ساده و روشن به توصیف ساختار و كاركرد سيستم عصبي انسان می­پردازد. در فصل پنجم، ماهیت یادگیری و چگونگی آن از منظر علوم اعصاب مورد توصیف و تحلیل قرار می­گیرد. در این فصل یافته­های علوم اعصاب درباه یادگیری ترکیب و در قالب مجموعه­ای از اصول خلاصه گردیده است. فصل ششم به معرفي مجموعه­اي از رهنمودهاي آموزشي مي­پردزاد که بر این اصول یادگیری مبتنی هستند. این رهنمودها مي­توانند راهنماي عمل برنامه­ريزان تربيتي براي طراحي و تدوين برنامه­هاي درسي و تدريس قرار گيرند. فصل هفتم، فصل پاياني کتاب نیز با اشاره به برخي چالشها و دغدغه­هاي اساسي برخاسته از پيوند ميان علوم اعصاب و تربيت، راهکارهايي سازنده براي رويارويي موثر با اين چالشها و دشواري­ها ارائه می­دهد.