دکتر کورش فتحی واجارگاه
دانشیار دانشگاه شهید بهشتی
سردبیر فصلنامه وعضو مؤسس گروه
امروزه بواسطه اهميت و جايگاه نظام آموزش عالي در تربيت نيروي انساني ماهر و متخصص و نقشي كه در فرايند توسعه پايدار ايفا مينمايد، بسياري از كشورهاي جهان بخش عمدهاي از بودجه خود را صرف حمايت از آموزش عالي نمودهاند با اينهمه در كنار افزايش منابع براي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي اين نگراني نيز در حال فزوني است كه كيفيت عملكرد اين مؤسسات در چه وضعيتي قرار دارد؟ فشار فزاينده براي بهبود كيفيت سبب شده است تا بسياري از ممالك، دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي بطور مداوم فرايند بهسازي و تغيير مؤلفههاي مختلف نظام آموزشي خود بويژه برنامههاي درسي را در دستور كار خود قرار دهند و برنامهها و اقدامات متعددي را براي تسهيل اين جريان در دستور كار قرار دهند از جمله مصوبسازي زمان بررسيهاي ادواري برنامههاي درسی، تبيين فرايند عملياتي تدوین برنامههاي درسي و حمايت از بررسيها و پژوهشهاي مختلفي كه مستلزم توجه به نيازهاي واقعي، بازتعريف صلاحيتهاي فارغالتحصيلان و بازبيني برنامههاي درسي براساس آن) حمايت از تعريف و شكلدهي دورههاي بين رشتهاي و مانند آن است.
برنامه درسی، جوهرۀ هر نظام آموزشی است که تا حد زیادی کارآمدی، کیفیت و اثربخشی آن نظام را تضمین می کند. از این رو تعیین ساختار بهینه نظام برنامه ریزی درسی و اصلاح بازنگری آن در گذر زمان از جمله مهم ترین دلمشغولی های سیاستگذاران نظام آموزشی در کشورهای مختلف جهان بوده است. این مهم در آموزش عالی اهمیتی در چندان می یابد زیرا برنامه درسی در آموزش عالی ابزار علمی و اجتماعی نیرومندی است که ضمن ترسیم چگونگی و حدود انتقال دانش و مهارت ها به یک تجربه وسیع علمی برای دانشجویان نیز محسوب می شود از این رو در دنیای کنونی، تغییر در برنامه های درسی و دروس در آموزش عالی یک ضرورت اساسی محسوب می گردد و اقدامات و فعالیت های گسترده برای تسهیل آن توسط نظام های آموزشی در دستور کار قرار می گیرد.
در نظام آموزش عالي ايران كه پس از دوران رشد و بسط كمي (از 1357 تا 7137) دغدغه كيفيت در دستور كار قرار گرفته است، اقدامات قانوني مشخصي براي كمك به جريان بهسازي، نوسازي و نيز تدوين برنامههاي درسي جديد توسط وزارت علوم، تحقيقات و فناوري قرار گرفته است كه در اين ميان تصويب و ابلاغ آئيننامه واگذاري اختيارات برنامهريزي درسي به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي پژوهش حاضر نیز در راستای تسهیل فرایند تغییر برنامه ها بر درس رشته های علوم انسانی تدوین و پیشنهاد شده است.
مروری بر سیر تحولات نظام برنامه ریزی درسی در آموزش عالی ایران در سال های پیش و پس از انقلاب اسلامی نشان می دهد که در پی تغییرات اجتماعی، تغییر در برنامه های درسی دانشگاه ها پدیده ای مستمر و در عین حال ضروری بوده است اما بیش از هر چیز و تقریباً در همه دوران ها، موضوع تمرکز گرایی در تدوین عناوین و سرفصل های دروس رشته های دانشگاهی همواره مورد انتقاد کارشناسان و صاحبنظران بوده است. توجه ناکافی به رشد دانش و تحولات جهانی، عدم مشارکت فرا گیر دانشگاهیان در فرایند برنامه ریزی درسی و عدم ارتباط محتوای رشته ها با نیازهای مخاطبان و جامعه از جمله انتقادهایی بوده است که تأکید بر محیط دانشگاه را بدنبال داشته است).
تصمیم وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در کاهش تمرکز و تفویض اختیارات مربوط به برنامه درسی دانشگاه ها (آیین نامه 1089 وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، مورخ 10/2/79) و اجرای سیاست های مندرج در برنامه سوم و چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران فرصت لازم برای نوسازی و بهسازی برنامه های درسی دانشگاهی در رشته های مختلف علمی را بدنبال داشته است.
بررسی ها و مطالعات انجام شده در خصوص کم و کیف اجرای آیین نامه واگذاری اختیارات برنامه ریزی درسی به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی دارای هیأت ممیزه نشان می دهد که نحوه اجرای آن از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست (برای مثال نگاه کنید به پژوهش های اقدسی، 1381؛ ایمانی طلب آزاد، 1382؛ مؤمنی و فتحی، 1383؛ نوروززاده، 1386؛ عارفی، 1383 و آزاد منش و فتحی، 1384) که در این میان عوامل متعددی نظیر فقدان دانش برنامه درسی در میان اعضای هیأت علمی، عوامل ساختاری، عوامل مالی و انگیزشی و نیز فقدان الگوی مناسب و راهنما در فرایند اصلاح و بازنگری برنامه های درسی از مسائل عمده به شمار می روند
این پژوهش ها بیانگر آن بوده اند که روند اصلاح و بازنگری برنامه های درسی در ایران و نیز طراحی و تدوین رشته ها جدید از توسعه مناسبی برخوردار نبوده است و در ایجاد این وضعیت فقدان منابع مشوق و حمایت کننده نظیر نشریات علمی و تخصصی بسیار موثر بوده است. (نوروززاده، 1385؛ مومنی، 1383 و ایمانی طلب آزاد، 1382).
ضرورت چاپ فصلنامه
برنامة درسی در آموزش عالی یکی از حوزههای نوین رشتة برنامة درسی است (هس[1]، 1993 چرا که این رشته پویا به طور جدی وارد بحث آموزش عالی و سیاستگذاری و حتی عمل تدوین برنامه درسی در آموزش عالی نشده است (بارنت[2]، کوات[3]، 2005) .فرایند طراحی برنامة درسی در دانشگاهها هنوز کاملاً کاری منطقی و فکورانه نیست و به این ترتیب تبیین این فرایند به عنوان امری آگاهانه و دقیق اهمیت دارد.
پژوهش در برنامة درسی و عمل به آن در آموزش عالی در مقایسه با آموزش عمومی روند متفاوتی داشته است. پژوهش های فراوانی در زمینة مفهوم سازی و نظریهپردازی دربارة برنامة درسی مدرسه وجود دارد و بسیاری پژوهشگران حجم زیادی از متون و منابع دربارة تهیة برنامة درسی، نظریة برنامة درسی و برنامة درسی تولید کردهاند (پاینار 1997).
مطالعات برنامة درسی در آموزش ابتدایی و متوسطه تاریخ و پیشینة طولانی دارد و تقریباً طبیعی و عادی است که متون گسترده و مختلف و جناحهای فکری گوناگون در حوزة برنامة درسی داشته باشیم. حتی برخی پژوهشگران برجسته تلاش کردهاند توجه ناکافی به عمل و تجربه در مباحثههای برنامة درسی را نشان دهند،:
وضعیت برنامة درسی در آموزش عالی از آنچه که در آموزش عمومی می گذرد بسیار متفاوت است. در دانشگاهها به برنامههای درسی به عنوان جزء اساسی آموزش عالی همواره توجه نسبتاً زیادی در عمل معطوف شده است و آنچه که از آن غفلت شده است توجه به نظریه پردازی و مفهوم پردازی در برنامهریزی درسی در آموزش عالی است. (گالیفتونو همکاران، 1995، ص 345)به عبارت روشنتر مؤسسات آموزش عالی برای دوام و بقا مجبور به پرداختن به برنامههای درسی شدهاند.
اگر چه پژوهشهایی دربارة چگونگی تهیة برنامة درسی در آموزش عالی وجود دارد و عدهای از پژوهشگران تلاش کردهاند چارچوبها و الگوهایی در سطح دانشگاه برای برنامة درسی تهیه کنند. اما اغلب پژوهشهای دانشگاهی دربارة برنامة درسی بر رشتهها متمرکز بوده و در مجلههای تخصصی چاپ میشوند ( استارک و لاتوکا، 1997، ص 22)و .یکی از مهمترین دلایل این امر ففدان نشریات تخصصی برای چاپ و حمایت از نظریه پردازی در حوزه مطالعات برنامه درسی است. این وضعیت در ایران به مراتب بیشتر مورد غفلت قرار گرفته است.
تعداد بازدید : 187
تاریخ انتشار : شنبه، ۲۸ فروردین ۱۳۸۹
دسته بندی : یادداشت نخست
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران »