روزی که سر دبیر محترم از من خواست دیدگاه خود را در مورد رشته تخصصی خودارائه نمایم متعجب شدم با وجود صاحبنظران بزرگ رشته چرا من؟ ولی بعداً متوجه شدم که آسیاب به نوبت یعنی آداب و ترتیب خاصی در میان نبوده است و این امر کاملاً تصادفی بوده شاید چون افراد دیگر لبیک نگفته اند نوبت بنده شد. لذا در همین ابتدا عرض می کنم هیچ ادعایی درمیان نیست و این سطور نیز بیان نظری است به عنوان یک معلم همیشه شاگرد که تشنه یادگیری بوده و منتظر دیدگاه های ارزشمند شما عزیزان است.
امروز همگام با جهانی شدن، فناوری ارتباطات و اطلاعات، چندرسانه ای ها و... حوزه مطالعات برنامه درسی وارد دوران جدیدی از روند تحولی خود شده است. هرچند نقطه آغاز رشته برنامه ریزی درسی به طور جدی و نسبتاً رسمی تالیف کتاب بابیت و در سال 1918 است ولی همگان معتقدند برنامه ریزی درسی قدمتی به عمر آموزش دارد و همزمان با آموزش، برنامه ریزی درسی و برنامه درسی وجود داشته است.
درحدودیک صد سالی که از عمر برنامه درسی می گذرد، تحولات چشمگیری در مقوله برنامه درسی به وجودآمده است. بابیت با کتاب خود، رشته برنامه ریزی درسی را به عنوان یک حوزه مستقل از حوزه های دیگر تعلیم و تربیت جدا کرد. چون بلا فاصله ودر سال 1937 نخستین گروه برنامه درسی و آموزش در دانشگاه تربیت معلم کلمبیا تاسیس شد.
بعد از بابیت متخصصانی همچون هارولد راگ ، کازول و کمپل، مفاهیم نوینی را در طراحی برنامه درسی مطرح کردند و در سال 1949 رالف تایلر باارسال دست نوشته ای با عنوان "اصول اساسی برنامه درسی و آموزش" به دانشگاه شیکاگو، یک نظام منطقی برای طراحی روشهای یادگیری فراهم نمود و با طراحی عناصر برنامه درسی به ارتباط بین آنها نیز توجه نمود.
در سال 1962 خانم هیلدا تابا با نگاه نوین و گسترده ای در کتاب "برنامه ریزی درسی تئوری و عمل" به برنامه درسی نگریست وعلت اصلی آشفتگی های جامعه را برنامه های درسی دانست. به تدریج با طرح نظرات دانشمندانی چون بوشامپ، دال، سیلروالکساندر ، گودلد، کلاین ، پاینار، آیزنر، شواب، لوی، اپل نظریات جدیدی چون طراحی برنامه درسی، مهندسی برنامه درسی و مطالعات برنامه درسی در این حوزه شکل گرفت و روز به روز قلمرو مطالعات برنامه درسی گسترش بیشتری یافت، به نحوی که امروزه به مفهوم برنامه درسی صرفاً به عنوان یک ماده درسی، محتوی، نتایج یادگیری یاطرح درس نگریسته نمی شود، بلکه مفهوم برنامه درسی حوزه ای فراتر را شامل میشود. در مقام تمثیل برنامه درسی همانند انسان دارای ابعاد مختلفی است و توجه به یک بعد ما رااز توجه به ابعاد دیگر غافل می کند. یکی از فرازهای بسیارمهم وشناخته شده در تاریخ تعلیم و تربیت و برنامه ریزی درسی پرتاپ سفینه اسپوتینک شوروی در سال 1957 بود که انقلابی در برنامه های درسی آمریکا ایجاد کرد. من همیشه از این واقعه مهم یاد کرده و آن را به دست اندرکاران آموزش و پرورش کشور خاطر نشان می کنم. آمریکا جریان رقابت 40 ساله خود در تسخیرفضارا تقصیر سازمان هوایی ایالات متحده نگذاشت، بلکه علت تاریخی شکست آمریکا ازشوروی را در ریشه ها و پایه ها دانست. زیرا به درستی معتقد بود که علت شکست درفضا را باید در برنامههای درسی کودکان آمریکایی جستجو کرد. لذا می بینیم با یک تغییر اساسی تحت عنوان بازگشت به پایهها در برنامههای درسی مدارس بردروسی که اصطلاحاً علوم پایه نامیده می شوند توجه کرد. پرتاب اسپوتینک درسی تاریخی برای جوامع جهانی محسوب می شود، از این نظر که اگر قصد تغییر و اصلاح در جامعه دارید باید به آموزش و پرورش توجه کنید. نمونه بارزتر توجه به برنامه و آموزش و پرورش را در صحبت حضرت امام(ره) می بینیم که وقتی در سال 42 از ایشان پرسیده شد شما به پشتوانه کدام ارتش عمل می کنید، ایشان فرمودند سربازان من هنوز متولد نشده اند و درشکم مادرشان هستند. خوب توجه داشته باشید فاصله سال 42 تا 57 حدود 15 سال است همین فاصله را شما در قضیه پرتاپ اسپوتینک 1957 تا فرود اولین انسان بر کره ماه 1970 حدود 13 سال می بینید. یعنی برای ایجاد تحول باید برنامه ریزی داشت، باید صبر کرد و انشاءاله نتیجه گرفت. اگر با دید انتقادی به تحولات جامعه نگاه کنیم، متوجه می شویم جامعه ما در بسیاری از امور به پیشرفتهایی نائل گردیده است که بر دوست و دشمن آشکار است. اما به نظر من ما در یکی از اصلی ترین امور یعنی آموزش و پرورش نیاز به اصلاح داریم، اصلاح در مسائلی از جمله، برنامه های درسی تربیت معلم، دوره های آموزش خانواده، دوره های پیش دبستانی، ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و سرانجام تحصیلات عالی و آموزشهای بعد از آن،آموزش پنهان و آموزش غیررسمی. نمی خواهم بگویم هیچ کاری نشده، کارهایی صورت گرفته ولی به صورت پراکنده و همین پراکندگی باعث عدم نمود واقعی کارها شده است.
همین تاریخچه مختصر و داستان گونه برنامه درسی مبین نظر من نسبت به اهمیت و ضرورت حوزه برنامه درسی است. برنامه درسی یعنی زیربناو شالوده نظام اجتماعی، برنامه های درسی در واقع خشت اول بازسازی و اصلاح جامعه است،اگر خدای ناکرده کج گذاشته شود برای اصلاح آن باید زحمات طاقت فرسایی کشید.
به نظر من اگر مروری بر تاریخچه مطالعات برنامه درسی داشته باشیم متوجه می شویم که خشت اول در کشور ما خوب پایه گذاری نشده است. برنامه درسی به عنوان یک فرآیند با دیگر حوزه های تعلیم و تربیت ارتباط متقابل دارد. برنامه درسی به عنوان تارو پود نظام آموزشی کشور محسوب می شود، اکثر مواقع درکلاسها با سوالاتی روبرو می شویم که شما که می دانید، چرا کاری نمی کنید. پاسخ می دهیم به تنهایی نمی توان کاری کرد بلکه باید تلاش کنیم زمینه کار جمعی فراهم شود. باید فکر گسترش پیدا کند، باید روحیه عمل ایجاد شود و این ها حاصل نمی شود مگر با اتفاق و اتحاد علوم. در برنامه درسی فقط یک متخصص برنامه درسی نمی تواند اصلاح گر باشد، بلکه یک گروه برنامه ریزی شامل روان شناسان، جامعه شناسان، متخصصان ماده درسی، فیلسوفان، مدیران و... و با یک کار گروهی می تواند دست به اصلاحات اساسی بزند.
به طور خلاصه با نگاهی به صد سال تاریخ برنامه درسی کشور متوجه می شویم گام هایی رو به جلو برداشته شده است. ورود حوزه برنامه درسی به کشور ناخواسته بوده و نیاز به بازسازی اساسی در برنامه های درسی کشور دارد.تغییر در برنامه های درسی تربیت معلم و دانشگاه ها ضروری است. توجه به برنامه های درسی آموزش عمومی به ویژه سطوح پایین آن(آموزشهای پیش دبستانی و دبستانی)لازم است.
در عصر جهانی شدن نیاز به برنامه ریزی های بلند مدت، میان مدت، کوتاه مدت و چشم اندازی واقعی و بدور از هیاهو داریم.
یا به طور خلاصه تر ما نیاز به برنامه ریزی در رشته برنامه ریزی داریم.
حدود 30 سال ازانقلاب شکوهمند اسلامی می گذرد،آیا تغییراتی در جامعه و فرهنگ جامعه می بینیم!؟ اگر هست حاصل برنامه های درسی است و اگر نیست نیز حاصل برنامه های درسی است.
در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
والسلام
تاریخ انتشار : چهارشنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۶
دسته بندی : ديدگاه
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران »